سفارش تبلیغ
مرکز داده تبیان
قوش ؟؟؟؟؟؟؟ میای !!!! بیا .....



قوش ؟؟؟؟؟؟؟ میای !!!! بیا .....

دعای برای شادی من تصمیم گرفته‌ام که شادی اولویتم باشد من شادی را در هر شرایطی انتخاب می‌کنم من برای شادی همه نوع بشر تلاش می‌کنم من مسئولیت کامل زندگی‌ام را می‌پذیرم من علت‌های بدبختی‌ام را ترک می‌کنم من خود را از باورهای مخرب رها خواهم ساخت من خود را با صداقت، اصالت و شفافیت ابراز می‌کنم من قضاوت کردنِ خودم، دیگران و جهان را متوقف می‌کنم من اشتباه‌های خود و دیگران را می‌بخشم



سرطناب» مهندس م.ص...... . ساعت 8:41 عصر روز پنج شنبه 19 خرداد 90


 

دستهایی که در حال خدمتند مقدس تر از لبهایی هستند که دعا میخوانند.  «ساتیا سایی بابا»




سرطناب» مهندس م.ص...... . ساعت 11:18 صبح روز دوشنبه 24 آبان 89


تقدیم به بیستون


همه دوستدارباستونند و من بی ستون


سلامت آن سوی قاف است و آزادی در آن منزل


نشان منزل سیمرغ از شاهین شکاران پرس


هنوز هم صدای پای خدایان را میشود در میان صخره های


عظیم بیستون شنید ،درسایه سکوت سنگی مینشینم ،در


سکوت سهمگین سنگها رازهاست نهانی.


،مینشینم در کنار دیواره های مهیب تفکر،صخره های


سهمگین خیال ،پرتگاه های دهشتناک ذهن،روبرویم مهبط


خدایانست ،حماسه است، غزلست ،عشق و جنونست،ایمان


هست ،گذشت هست،مهر مادری هست،اجل هست،کاوه


آهنگر هست،کوه قاف که می گویند بیستونست ،عنقا همینجاست.


ناقوس دیر را جرس کاروان مگیر


سیمرغ را مقایسه با قوش میکنی


شهریار


فرهاد در پی رسیدن به سیمرغ تیشه در دست گرفت ،ودر


اندیشه کوه قاف بیستون بود.


چه شور انگیز پیکرها نگارد کلک مشکینت


الا ای خسرو شیرین که خود بی تیشه فرهادی


شهریار


.........................................................


چوشد پرداخته فرهاد را چنگ


زصورتکاری دیوار آن سنگ


نیاسودی زوقت صبح تا شام


بریدی کوه بر یاد دلارام


به هرخارش که با آن خاره کردی


یکی برج از حصارش پاره کردی


به الماس مژه یا قوت می سفت


زحال خویشتن با کوه میگفت


که «ای کوه،ارچه داری سنگ خاره


جوانمردی کن شو پاره پاره


زبهر من تو لختی روی بخراش


به پیش زخم سنگینم سبک باش


وگرنه من به حق جان جانان


که تا آن دم که باشد بر تنم جان


نیاساید تنم ز آزار با تو


کنم جان بر سر پیکار باتو »


خسروو شیرین نظامی


بیستون نگین کوههای جهانست،اگر کوههای جهان را قلبی


باید بیستونست،معماریترین کوه گیتی است،قرارگا


ه فرهادهاست ،فریادهاست،باید عقابی تیز پرواز باشی که


در پرتگاههای آن آشیانه سازی، بیستون تاریخست که در


قالب جغرافیا گنجانده شده است،بیستون در کشاکش دهر


مردانه ایستاده است،ابرمرد کوههای جهانست،شریف است


و شریف زاده ،کتیبه داریوشها ها باید بر خود ببالند که بر


بیستون نقش بسته اند،کاوه آهنگر را میشود در بیستون دید:


چو کاوه برون آمد از پیش شاه


برو انجمن گشت بازارگاه


همی برخروشید و فریاد خواند


جهان را سراسر سوی داد خواند


از آن چرم کاهنگران پشت پای


بپوشند هنگام زخم درای


همان کاوه آن برسر نیزه کرد


همانگه زبازار برخاست گرد


شاهنامه


آنچه در کوچه پسکوچه های شهر به انتها میرسد در اینجا


آغاز میگردد،سختی کشیدن در اینجا لذتی خاص دارد که با


هیچ آسایشی قابل قیاس نیستباید از خودخواهی و تن آساییها


ا گذشت تا به غار عسل معنی رسید،بیستون جای بی دردان نیست،


«هر آن کو به دل دردی ندارد آدمی نیست


بیزارم از بازار این بی هیچ دردان »


اما درد آنست که به ابتذال گفتار آلوده نشده باشد،درد آنست


که بی درمان باشد.مرد آنست که با یک درد بزرگ به دنی


ا آید ودردش را با خود به گور ببرد.


آدم همواره در نیل رسیدن به قله های بلند وماورایی تفکر


سیر میکند،تنها سیر و سیاحت در آن وادیست که دورت


میکند از پستیها ،حقارتها،و احساس میکنی تمام نشده ای


،پایان نپذیرفته ای،در اینجاست که می توانی به نقاط بلند و


ظریف ذهن و خیال بیندیشی ،فکر کنی،واز زشتیها و


پلشتیهاکنده شوی،و بال بگشایی و شور و شو ق وذوق به


آن عظمتهاوزیباییهای پرشکوه بیابی.


از غبار تیره هوسها رها گردی ،گداخته شوی،شکسته شوی


اما نشکنی.


بیستون کجاست؟انتهای دنیا؟سختون سیال ذهن ،ستونیست


مرکزی،


تنها می توان گفت جایی که هرجا نیست،واژه ها عاجزند از


بیانش ،وصفش،تنها در سکوت شبانه است که میشود به


رازش پی برد .وآن پرنده تنهای مرموزشبانه اش که با آن


تک نوایش قلب هرجنبنده ای را از جا میکند.


من گنگ خوابدیده و عالم تمام کر


من عاجزم زگفتن و خلق از شنیدنش


........................................


نام برخی از مسیرهای مشهورسنگنوردی بیستون گنجانده شده است.


ممنون از دوست عزیزم ....


سر گذشت :http://afg250.persianblog.ir




سرطناب» مهندس م.ص...... . ساعت 8:31 عصر روز سه شنبه 27 مهر 89



اسم من گوسفند است. پدرم گوسفندی چاق و چله‌ بود که چند سال پیش در


حمله گرگ سیاهی شربت شهادت نوشید و به لقا لله پیوست. مادرم را هم به سفر حج بردند


که تاکنون از وی خبری نیست. من دوران بره‌گی‌ام را تحت نظارت اساتید بزرگ دامپروری


با موفقیت سپری کرده و وارد گله دوستان و آشنایان شدم.


من از بزغاله‌ها خوشم نمی‌آید چون


خیلی شیطون و بلند پروازند. برخلاف من که سرم را پایین می‌اندازم و همان علف جلوی


رویم را میخورم، بزغاله‌ها از درخت و درختچه‌ها بالا میروند تا مزه برگ درخت را تست


کنند. من خیلی قانع و صبورم. کاری به کار بزرگان ندارم. اصلا نمیدانم صاحب یا


صاحبان من چه کسانی هستند. چرا به من غذا میدهند یا نمیدهند. کاری ندارم که آنها


چرا میخواهند مرا چاق و فربه کنند. غذای مورد علاقه من یونجه با سالاد کاهو و سس آب


هندوانه است.گاهی اوقات صاحبم یک دسته یونجه در دستش میگیرد و راه میرود و


مرا دنبال خود میکشاند. الان سالهاست که دنبال صاحبم میدوم تا بلکه به آن مدینه


فاضله یونجه‌ای وعده داده شده برسم.از روزی که سیاست ما عین دیانت ما شد من


هم وارد عالم سیاست شدم. روزهای گرم تابستان، صاحبانم زیر سایه بان ایوان حیاط


قدیمی می‌نشینند و در مورد سیاست حرف میزنند و خربزه میخورند و هندوانه قاچ میکنند.


من هم که در گوشه ای از آن حیاط ساکت و آروم نشسته ام، با صبوری به حرفهای آنها گوش


میدهم و در جهت تایید صحبتهای آنها گاهی ”بع بع“ هم میکنم. صاحبان مهربانم خربزه را


خودشان میخورند و پوستش را جلو من پرت میکنند. تا بحال زیاد اتفاق افتاده که پایم


روی پوست خربزه رفته و لیز خوردم و با کله به زمین افتادم ولی خب چه کنیم ما


گوسفندیم دیگه. باز بلند میشم و همان پوست خربزه رو میخورم.من گوسفندم. من


یک وبلاگ هم دارم. همیشه منتظر میمانم که صاحبم یک مطلب یا خبری را علیه دشمنانش


بنویسد یا به من بگوید تا من هم گوسفندوار آن را ”بع بع“ کنم. گاهی صاحبم از تهران


به من زنگ میزند و میگوید حالا نزدیک انتخابات است باید زیاد بع بع کنی. من هم گوش


میدم و بع بع میکنم و دیگران را هم به بع بع کردن دعوت میکنم. دوستی‌ها و دشمنی‌های


من همه به بر اساس نحوه رفتار صاحبم با دیگران است. اگر صاحبم از کسی خوشش بیاید


لابد آدم خوبی است و اگر از کسی بدش بیاید لابد آدم منحرفی است.


من گوسفندم فایده های زیادی برای صاحبم دارم. از پشم و کرکم لباس درست میکنند تا عیبهای صاحبم


پوشانده شود. او را از سرما و گرما حفاظت کند. از پوستم طبل و دهل درست میکنند تا


صدای تبلیغات صاحبم گوش عالم را کر کند. وجودم را در قربانگاه مصلحت ذبح میکنند تا


نذر صاحبم ادا شود و کفاره گناهانش شود. من قربانی میشم تا او به بهشت برود. صاحبم


دمبه مرا خیلی دوست دارد. گاهی به دمبه من دست میزند و میگوید: ماشالله، خدا بده


برکت!من گوسفندم. خیلی هم گوسفندم



هااااا : هم اکنون گوسفندان زیادی در اطراف ما زندگی میکنند با کمی دقت آنها را از


انسانها میتوان تشخیص داد



سرطناب» مهندس م.ص...... . ساعت 3:59 صبح روز پنج شنبه 22 مهر 89


Hi
Excuse me again
Something happening to me for 1 year
During my first year in the Gorgan am
I"m not Kermanshah
But I am very sad
I love you all



سرطناب» مهندس م.ص...... . ساعت 5:53 عصر روز دوشنبه 12 مهر 89


""و آنگاه که باید کوتاه شدن سقف آرزو ها را پذیرفت داشته هایت ارزشمندتر میشود!


 


ببخش اناااااا  ولی خیلی زیبا %% ممنون



سرطناب» مهندس م.ص...... . ساعت 12:25 صبح روز یکشنبه 28 شهریور 89


فرود و خود حمایت


 


 


درصد بالایی از اتفاقات و سوانج سنگنوردی هنگام فرود رخ می دهد. خستگی – عجله – سرعت بی مورد و عدم رعایت نکات ایمنی در هنگام فرود می توانند منجر به سانحه شوند. علت اصلی سانحه نیز عدم استفاده از گره چفت شونده در حمایت فرود بوده است .
می دانیم اساس فرود مبتنی بر ایجاد اصطکاک طناب بر روی ابزار فرود ( هشت – تیوبر –
ATC – ریورسو و یا هر وسیله دیگر است ). مقدار این اصطکاک و سرعت فرود بوسیله دستی که در اصطلاح به آن دست ترمز می گوییم کنترل می شود. در صورتیکه دست ترمز به هر دلیلی کنترل طناب را از دست بدهد نتیجه آن چندان خوش آیند نخواهد بود.
برای جلو گیری از این اتفاق می توان از گره های چفت شونده ( پروسیک یا مشار ) بر روی طناب برای ایجاد ایمنی استفاده نمود. تا در صورتیکه بعلت ریزش سنگ و یا عوامل دیگر کنترل طناب از دست حمایت چی خارج شد این گره بصورت خودکار بر روی طناب قفل شده و مانع سقوط سنگنورد شود.
دو روش معمول و فراگیر برای زدن این گره ها روش گره در بالای ابزار فرود و روش پایین ابزار فرود است . این دو روش هر دو کاملا درست و متداول هستند و انتخاب آنها به سطح تجربه و احساس راحتی صعود کننده در کاربری هر یک از آنها بستگی دارد.
روش پروسیک از پایین برای فرود های کور که مکان کارگاه بعدی مشخص نیست چندان توصیه نمی شود . در روش پروسیک بالا نیز آزاد کردن طناب در صورت چفت شدن گره بخصوص در مکان های معلق احتیاج به تجربه دارد. برای اتصال ابزار فرود به صندلی حتما از کارابین پیچدار استفاده شود . همچنین از یک کارابین مجزار پیچدار برای اتصال گره روسیک به صندلی استفاده شود. انتهای طناب همیشه باید در هنگام فرود گره بخورد و فرود آرام و یکنواخت انجام شود. نکته بسیار مهم دیگر نحوه کنترل و لغزاندن گره بر روی طناب است . هیچگاه نباید هنگام فرود دست را بر روی گره قرار داد و گره را در دست گرفت بلکه باید دست در بالای گره قرار گیرد و گره را به سمت پایین بلغزاند.
برای زد ن گره پروسیک یا مشار می توان از روش های زیر بهره گرفت .


 



سرطناب» مهندس م.ص...... . ساعت 4:59 صبح روز سه شنبه 24 آذر 88


میخ piton


 


این ابزار معمولاً یا از فولاد نرم ساخته می شود یا از آلیاژ کروم و فولاد . میخ در انواع و اشکال مختلفی ساخته می شود. میخ ها را با چکش (شکل) در شکاف ها می کوبند. برای کوبیدن میخ، شکاف را طوری انتخاب می کنیم تا از بیرون بزرگتر و عریض تر از داخل تنگ و باریک باشد. چنانچه دو سوم یک میخ را بتوان با فشار دست وارد شکاف کرد میخ قوی و محکمی خواهید داشت. البته به یاد داشته باشید که بلافاصله آن را با چکش به خوبی به درون شکاف بکوبید. اگر میخ به خوبی در سنگ فرو رفته باشد، صدای چکش، صدای زنگ داری خواهد بود. در این حالت با فرورفتن بیشتر میخ به درون شکاف صدا زیرتر می شود. این صدا را سنگنوردان ایرانی اصطلاحاً صدای جان می نامند. در غیر این


صورت صدای خفه ای که به آن سنگنوردان ایرانی اصطلاحاً صدای مرگ می گویند، شنیده می شود. اگر میخ تا انتها در سنگ فرو نرفت، باید تسمه ای به دور آن انداخت تا از اهرم شدن آن جلوگیری شود


 


 


 


رول Bolt


 


زمانی که هیچ شکافی در سنگ وجود ندارد و امکان نصب هیچ ابزاری نیست. از رول استفاده می شود. رول ها در سوراخی که با یک مته در سنگ ایجاد می شود کوبیده می شوند و از مقاومت بسیار زیادی برخوردارند.


 



سرطناب» مهندس م.ص...... . ساعت 3:28 عصر روز یکشنبه 21 تیر 88


صندلی سنگنوردی Harness


 


وسیله ای است که کوهنوردان با استفاده از آن از ضریب ایمنی بیشتری برخوردار می گردند و در صعود، فرود، حمایت و حمل وسایل فنی به کار می آید. صندلی های سنگنوردی در مدل های گوناگون و برای کاربردهای متفاوت ساخته می شود . دو گونه عمومی آن، صندلی های رگلاژدار و صندلی های ساده هستند . نوع رگلاژدار بیشتر برای صعودهای بلند یا صعودهای فنی زمستانه استفاده می شود


 


 


کفش و کتانی سنگنوردی Rock shooe


 


 


 


کفش سنگنوردی: کفشی است که مخصوص صعود روی دیواره های بلند طراحی شده است که معمولاً تا روی قوزک پا را می پوشاند و کف تخت ) آن انعطاف کمی دارد. این نوع کفش ها پا را نسبت به کتابی سنگنوردی، در برابر سرما بهتر محافظت می کند. کتانی سنگنوردی : کفشی است که دارای انعطاف بسیار بوده ،‌کف آن صاف و چسبنده و عاری از هر گونه عاج است. این کفش نیز در انواع مختلفی تولید می شود که هر کدام کاربرد خاص خود را دارد. برای صعودهای رقابتی داخل سالن و تمرینات سنگنوردی بهتر است این کفش دقیقاً اندازه و چسب پا باشد


 


 


هشت فرود Figure


 


وسیله ای است به شکل عدد هشت انگلیسی که فقط در فرودها و براساس شکست طناب عمل می نماید. این ابزار جهت حمایت توصیه نمی شود.


 


 


کلاه کاسکت Helmet,Brain bucket


 


وسیله ای است برای محافظت از سر کوهنوردان در مقابل ضربه های احتمالی و ریزش سنگ و یخ .


 


اسلینگ


تسمه هایی دو لا هستند که دو سر آن به هم دوخته یا گره زده شده است. از این ابزار در حمایت های میانی ها و به منظور جلوگیری از شکست طناب و راحتی حرکت ابزار از محل استقرار خود در جهات مختلف یا حول محورشان استفاده می گردد. همچنین از انتقال نیروی حاصل از حرکت، فشارها، کشش و ضربه های ناگهانی طناب به حمایت های میانی جلوگیری می نماید.



سرطناب» مهندس م.ص...... . ساعت 1:18 صبح روز چهارشنبه 3 تیر 88


                          دوره ی ارزانی است،


        شرف این جا ارزان،               تن عریان ارزان،


             آبرو،قیمت یک تکه ی نان،


                                               و دروغ از همه چیز ارزان تر، 


            و چه تخفیف عظیمی خورده قیمت انسان ها



سرطناب» مهندس م.ص...... . ساعت 7:10 عصر روز پنج شنبه 26 دی 87